هنرنماییِ مامان!

یه سلام گرم و آتشین مخصوص روزای سرد و قشنگ زمستون به همه دوستای خوووووووووووووووبم

خییییییییییییلی دوستون دارم و از اینکه این همه به من و مامانم لطف دارین خیلی ممنونیم

همونطور که گفته بودیم مامانم چند وقتی بود سرمای شدیدی خورده بود و اصلا انرژی واسه انجام هیچ کاری نداشت!

اما عوضش وقتی که خوب شد جبران کرد و واسم یه کارای خوبی انجام داد!!

یه روز دیدم مامانم نشسته تو هال و یه چیزای بلند و باریک و یه چیزای نرم و گردولی گرفت دستش و نشست هی هی اینا رو به هم پیچوندن!!!!!

بهدا کشف کردم و فهمیدم که اینا اسمشون میل و کاموا هست و مامان داره واسم کلاه میبافه!!

اینم من با ابزار کار مامان(البته نوع بی خطرش!!) همش دوست داشتم اینا رو بپیچم دور خودم!!

نتیجه ی زحمتای مامانم این شد:مدلشو خود مامان درآورده از خودش!!!!نیشخند

دیروز خونه مامانجونم بودیم و منم یه خورده باهاش همکاری کردم و گذاشتم چنتا عسک ازم بگیره!!

ورژن زمستونی 2 آرسام:تمام رخ!

نیمرخ!

اینم یه مدل دیگه:

همکاریم رو با مامان انجام دادم و رفتم سراغ شیطونیام!!

تازگی ها خونه مامانجونم خوشم میاد که این پُشتی های سنتی رو بندازم روی زمین و برم پشتش دراز بکشم!!!

اینم عسک آخرمون که مامان هرچی میبینه قربونِ اون دستای کپلم و 5 تا دندونم که پیداست میره!!!!!

پی نوشت:چند روزی هست که پاهای من به طرز فجیعی دچار ادرار سوختگی شده!! مامانم این چند روز هر دارویی که دفعه های قبلی واسم استفاده کرده بود(به دستور دکترم) بهم زد و طفلکی با وجود کمر دردش هی هی زود زود پاهامو میشست و پوشکمو عوض میکرد،اما حتی یه ذره هم فرق نمیکرد!!

منم خیلی اذیت میشم و پاهام میسوزه و گاهی که ادرار میکنم انقدر میسوزه که جیغ و گریه ام میره هوا !!ولی همه میگن بازم خیلی پسر خوبی هستم و تحملم بالاست که با وجود همچین سوختگی هیچی نمیگم و بازی و شیطونیمو میکنم!!!

مامان نوشت:امروز به پیشنهاد همکارم آرسام روبردیم پیش یه دکتر دیگه که میگن تخصصش توی این کاره! این پمادها رو واسش داده:

کلوتریمازول1% - دپانتکس5% - وازلین ویتامینه ایروکس

گفتن که دوتای اولی رو مخلوط بزنم و آخری رو روشون بمالم، و تا 1 هفته هم پوشک کامل نذارم و از اون پوشک های ساده بدون کش با شورت نخی بهش بپوشونم! و در صورت امکان اصلا پوشکش نکنم!!!!(البته همه فرشای خونم فدای سر بچم،فقط خوب بشه پاهاش!)

خواهشم ازتون اینه که اگه میتونین و تجربه دارین در این مورد منو راهنمایی کنین خیلی اعصابم خورده هرچی پاهای بچمو میبینم میخوام گریه کنم به خدا!!!!!!

فدای همتون

 

 

/ 0 نظر / 63 بازدید