اولین آرایشگاه + مهد کودک !

بالاخره آقای شوهر رضایت دادن و آرسام رو بردیمش آرایشگاه و موهای فرفریِ خوشگلشو کوتاه کردیم!! Hairdoهرچند موهاش خیلی خوشگل شده بود و بهش میومد ولی دیگه 1کم نامرتب شده بود و شونه کردنشم با وجود مقاومتهای پسری سخت شده بود...

طفلکی بچم اولش تعجب کرده بود و خبر نداشت قراره چه بلایی سرش بیاد!!

1کم که گذشت دیگه فهمید چه خبره و ........خلاصه ادامه ی کوتاهی توی بغل بابایی انجام شد!!!!

اینم نتیجش؛(مجبور شدیم با1 شیشه شیر آرومش کنیم)

دیگه پسرم واقعا شد 1 پارچه آقا !

8شهریور سالگرد ازدواجمون بود و 3تایی رفتیم سفره خونه؛خیلی خوب بود و خوش گذشت؛

الهی قربون اون پایه و خط پشت موهات برم پسرِ مامان..

اینم حکایت آب در هاون کوبیدن به روایت آرسام جون...

کلاه لباسشو کشیدم سرش،خیلی شاکی شد ! Rolling Pin

بازم رفتی سراغ کیفِ مامانی وروجک ! انگار داره شوی فشن میذاره بلا !

آرسام عشق آب؛ connie_36.gif

گردش توی پارک؛ spring

و بازهم آب بازی؛

نگاهی به دور دستها؛ قلبقلب

بابایی بهش میگه آرسام بوکس بزن، اینجوری میکنه؛

اینم 1 ژست خوشل دیگه؛

من و شوشویی تصمیم گرفتیم آرسام رو بذاریمش مهد؛نیشخند چون هم مامانم دیگه
پاهاش خیلی درد میکنه و اذیت میشه واسه نگه داشتنش، هم دوست دارم آرسام بره پیش بچه ها و باهاشون بازی کنه و از تنهایی در بیاد و اجتماعی تر بشه(هرچند ازین نظرخداروشکر خیلی عالیه و اصلا اهل غریبی کردن و گوشه گیری نیست) مژه

واسه همینم 1 روز رفتم چندتا از مهدکودکای شهر رو سر زدم و بالاخره از یکیش خوشم اومد و ثبت نامش کردم.مدیر مهد گفت دیگه از اول مهر بیارینش که هم بچه های بیشتری باشند و هم مربی هامون تمام وقت حضور داشته باشند.Happy Dance

ازشون خواستم که 1 روز آزمایشی ببرمش تا اصلا ببینیم تحمل میکنه و
باهاش کنار میاد؟؟!!! وامروز صبح وسایلشو آماده کردم و بردمش...

وااااااااااااااااااااااای انقدر حس خوبی داشتم! خیال باطلانگار پسرم میخواست بره دانشگاه!!! زبانداشتم ذوقمرگ میشدم اصلا!! نیشخندوقتی هم گذاشتمش و اومدم خیلی حس خوبی داشتم و اصلا نگران و دلتنگ نبودم!! از خود راضیخب طبیعیه چون از 6 ماهگیش که رفتم سرکار به این دوری و جدایی دیگه عادت کردم. و 1 دلیلشم اینه که میدونم پسرم پیش بچه های هم سن خودش خیلی خوشحاله و بهش خوش میگذره...

اینم جلوی در مهد؛

خداروشکر از ساعت 9ونیم تا12 خیلی آروم و خوب بوده و با بچه ها بازی میکرده ولی ساعت12 خانم مدیر زنگ زد که برم دنبالش چون گریه کرده بود و بهونه گرفته بود، اونم میدونم بخاطر چی بوده و قرار شد 1مهر که بردمش واسه این قضیه هم بهشون بگم چکار کنن که دیگه هیچ مشکلی نباشه.مژه

الهی بگردم مادرررررررررررر!!بغلسر راهِ کی نشستی با این شاخه گل؟؟!!!!!!!! Flower

(سر راهت نشینم خسته خسته....برایت گل بچینم دسته دسته.....!!!!) For You

Heart Smileدوشِت دالم آرسامـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــمHeart Smile

پ نوشت1: رفتیم آتلیه هم از آرسام هم خودمون واسه سالگرد ازدباج عکس گرفتیم. چشمتون روز بد نبینه!!! ینی همچین گذاشت یادگاری از شیطونی و همکاری نکردنا!!!! فکر نکنم زیاد عکساش جالب بشه!!

پ نوشت2: چرا پرشین بلاگ اینجوری شده؟؟؟!!! متفکرعکسا رو آپلود نمیکنه!!! جای دیگه عکسامو آپ کردم!

پ نوشت 3: تولد حضرت معصومه و روز دختر مبارک Hippie

/ 16 نظر / 22 بازدید
نمایش نظرات قبلی
مامان آروین

ماشالله به شاه دومادمون ماه بودی ماهتر شدی مبارکا باشه الهی خاله قربون اون چشمهای نازت بشم مهرناز جون چشم به هم بزنی داری گل پسری رو راهی دانشگاه می کنی به امید روزهای طلایی آرسام جون فرشته نازمو حتما لطفا از طرفم ببوس که خیلیییییییییییییییی دلم می خواد لپهای نازش و ببوووووووووووووسم [ماچ][ماچ][ماچ] مهرناز عزیز ، دوست جون مهربونم سالگرد یکی شدنتونو بهت تبریک میگم ایشالله سالیانه سال با خوبی و خوشی در کنار همدیگه شاهد بزرگ شدن شیرینه نازنین پسرتون باشید [گل]

مامان آروین

راستی مهرناز جون پرشین بلاگ یه مشکل دیگه ای که داره البته من همیشه باهاش مواجه میشم اینه که کد امنیتی دیر و یا اصلا نمی یاد [متفکر][سوال]

مامان بابای الیسا

سلام به دوست گل و دست داشتنی و مهربونم که خیلیییییییییییییییی دوست دارم عزیزم یه مدتی نبودی و حسابی دلم تنگ شده بود و با خودم گفتم ای مهرناز.... اما نه خداییش همیشه به یادتم آخه مگه میشه مهربونیهات یادم بره و تازه نگاه پسر دوست داشتمیم یادم بره . خیلییییییییییییییییییییییییییییییییییی دوستون دارم پسر گلمو ببوسش حسابییییییییییییییییییییی نه نه بچلونش لطفا [ماچ][ماچ][ماچ]

الناز مامان آوا

قربونت برم من خيلي ناناز شدي .موهات خيلي بهت مياد[ماچ] سالگرد ازدواجتونم مبارك[گل] انشالله تو مهد آموزشاي خوب ببينه و مهدشو دوست داشته باشه. موفق باشي و خدا پشت و پناهت باشه آرسام كوچولو[ماچ][بغل] عكساتم مثل هميشه خوشگل و دوست داشتني بود[قلب]

مامان نازنین

سلام عزیزم خوبی؟؟؟ سالگرد ازدباجتون با تاخیر مبارک....امیدوارم سالیان سال در کنار هم عاشقانه در کنار هم زندگی کنید[قلب][قلب] قربون گل پسر ناز و اجتماعیم بشم که تو مهد غریبی نکرد[قلب][قلب] موهاشم خیلی بهش میاد....اصن همه جوره خوشمل و خوردنیه[بغل][بغل]

مامان نازنین

مهرنازززززززز اون شعری که دخمل پنج ساله خونده تو مهد گل پسر شما بوده عایا؟[مغرور][مغرور] مهد کودکه لاله شیش تا پسر داره یکی از اون پسرا خیلی منو دوس داره سیبیل میبیل نداره گفته که در میاره منم ممه ندالم خدا کنه درآلم[قهقهه][قهقهه]

انجمن پاسخگویی به سوالات وبلاگ نویسان

سلام امیدوارم حالت خوب باشه. دوست عزیز مدتیه که یه انجمن راه افتاده موسوم به انجمن وبمستر ها. این انجمن و کاربراش آماده ان که به سوالای وبلاگنویس ها و وبمستر های ایرونی جواب بدن و با هم کمک کنن که وب فارسی رو گسترش بدن. در واقع یه محل صمیمی و دوستانه برای پیشرفت! حتما سر بزن و عضو شو! منتظرت هستم: http://icomp.ir/forum به امید دیدار فعلا

مامان روژینا

سلاااااااااااااااااااااااااام مادر شوهر مهربون دخملم اول اینو بگم که این دومین ارایشگاه دامادمه نه اولی ! یادت رفته بردی دامادم و کچل کردی یادت میاد چقدرم پشیمون بودی و می گفتی شوشو راضی نبود ولی خودم اصرار کردم و حالا پشیمونم خوشم میاد دوباره شوشو راضی نبوده و بازم با زور شوشو رو راضی کردی و اصلا هم دفعه قبل برات درس عبرت نشده بوده[خنده]ولی شانس اوردیا حساااااااااااابی پسملمون خوشگل شده الهی من فدات بشم آرسااااااااام جونم [ماچ] مهرناز جون عکسایی که از ارسام می گیری خیلی قشنگه دوستم کلی کیف کردم سالگرد ازدواجتونم مباااااااااااااااااااااارک دوستم ایشاا... سالیان سال در کنار همسری و پسملی خوشبخت زندگی کنین الهی الهی آرسام میره مهد وای چقدر تو این عکسه بزرگ شده هزار ماشاا... بدو مهرناز اسفندرو دود کن بدو[ماچ][قلب] توی اون عکسم که گل گرفته دستشو نشسته معلومه دیگه منتظر کیه اینم سئوال داره ؟ والا..... بووووووووووووووووووووووس برای این مادر و پسر دوست داشتنی [ماچ]

ندا

قربونت برم پسر خوشگل[وحشتناک]