سال 1393، یه شروع خوب...

سلام ب همه ی دوستای گل خودم و آرساممبغل

باتاخیر زیاد سال نو رو ب همتون تبریک میگم وامیدوارم لحظه لحظه ی زندگیتون درکنارعزیزای دلتون سرشار از سلامتی و شادی و لبخندباشهقلبماچ

عید امسال یه عید خیلی متفاوت بود واسه ما!مژه
چندوقتی بود که درگیر خرید خونه بودیم و این اتفاق قبل از سال جدید افتاد و ما توی عید اسباب کشی کردیم به خونه ی جدیدمون، به قول آرسام:خونه جدیده!!خنده

خداروشکر همه ی سختیهاش سپری شد و الان داریم روزای خیلی شیرین و آرومی رو کنارهم توی خونه ی جدید سپری میکنیماز خود راضی....خدایا شکرت...خیال باطل

پیرو این قضیه ما تا الان ADSL خونمون وصل نبود و نمیتونستم بیام نتبازنده

بدون اینکه زیاد حرف بزنم و قبل از بیدارشدن آرسام از خواب! چنتا عکس از عید امسال میذارمفرشته

سفره ی هفت سین امسال من چیز خاصی نبود،همون چیزای پارسالو هول هولکی چیدم روی میز،آخه درگیر اثاث جمع کردن بودم! انشالا سال دیگه...چشمک

مامان و بابای گلمقلب

مامان و بابای شوشوقلب

با آویساجون و آوش جونقلب (آرسام ازبین بچه هافقط با اویسا و اوش عکس گرفت،اینم ب لطف عمه فاطمه!!نیشخند)

تازگیها توی جمع خودمو زیاد درگیر عکاسی نمیکنم چون آرسامم توی شلوغی زیاد همکاری نمیکنه،همش سعی میکنم وقتی تنهاس عکسای خوشل خوشل تکی بگیرم ازشچشمک

سیزده بدرعینک

توی حیاط مامانم بعد ازعیدزبان

وروجک عاشق شمعا و جاشمعی های عزیز منه!ابرو

خواب یک فرشتهقلب

هی نگاه میکنه ب این خرسی پشمالو میگه:مامان پس چشماش کو!!؟؟!! تعجبمتفکر

توی سال جدید تصمیمای جدیدی دارم،میخام از آدما و جمعایی ک باهاشون نه خودم نه پسرم شاد نیستیم وخیلی آدمای پرمدعا و مغروری هستن دوری کنم، چ لزومی داره آدم با همچین افراد کوته فکری رفت و آمدکنه؟! قهرمخصوصا که من کارمندم و شرایطم بابعضیهافرق داره ودلم میخاد بیشتر با همفکرای خودم باشم.مژهمیخام فقط باکسایی باشم ک باهاشون شادم،کنارم هستن،رقابتی باهام ندارن،خود برتربینی ندارن،..خودمو آرساممو ازصمیم قلب دوس دارن نه توی ظاهر!از خود راضی اینجوری خیلی بیشتر بهمون خوش میگذره...میخام بهترین و شادترین لحظه هارو کنار پسرمو شوشو داشته باشم..همینطور که الان داریم...خدایا شکککککررررررتتتتتتتتبغل

راستی گفتم که امسال خودم واسه آرسام تقویم طراحی کردم، البته من زیاد از فتوشاپ سردرنمیارم و خییییییییلی آماتورم، اما واسه طراحی این تقویم خیلی اذیت شدم و وقتمو گرفت و آرسام نمیذاشت کار کنم و...!! کلافهخلاصه الان که استعدادسرشارم بهم ثابت شد تصمیم گرفتم که ازسال دیگه خیلی شیک و مجلسی و خانمانه و راحت، بدم به اینایی که کارشونه واسم راحت طراحی و چاپ کنن و آماده تحویلم بدن!! نیشخندوالا!! آخه من با اینهمه گرفتاری و مشغله نمیدونم واقعا چ فکری کردم اینکارو کردم!!استرس ولی خیلی ذوق داشتم،اینم نتیجش: البته کیفیتش توی عکس خوب نشده ها؛بازنده

خوش و خرم و سلامت باشییییییییییییییدقلب

 

/ 7 نظر / 55 بازدید
آویسا

سلام پسر آریایی زیبا.چه عکسای خوشدلی.مبارکه خونه خریدین.همیشه شاد باشین.مامان مهرناز هم تصمیمای واقعا درستی گرقته.از تمام زندگی فقط خونواده واسه آدم میمونه.[گل][گل][قلب][قلب]

بهار

سلام مهرناز عزیز . همیشه وب ارسام نازنین رو میخونم . خوشحالم عزیزم که سال خوبی رو شروع کردین . تصمیم درستی گرفتی عزیزم مهم خود شما و خانواده است شما باید شاد باشید دیگران مهم نیستند . [لبخند] تو کار فتو شاپ خیلی با استعدادین [چشمک][لبخند] گل پسرت خیلی ناز و خوشتیپه .[قلب] خدا سایه بزرگترها رو از زندگیتون کم نکنه[گل] پایدار باشید.[خداحافظ]

نازنین مامان فاطمه و هانیه

به بهههههههههههه مهرناز جون چه عجب خانوم گرفتاررر دلم براتون تنگ شده بود[بغل][بغل] خونه نو مبارک عزیزم انشالا خونه جدید پر باشه از خاطرات خوب در کنار خانواده و عزیزان[قلب][قلب] راستی مستقل شدن گل پسرت مبارکه خوش به حالت راحت شدی[زبان] انشالا سایه پدر مادر خودت و همسرت از سرتون کم نشه و همیشه دعاهای خیرشون برکت زندگیتون باشه[قلب][قلب]

نازنین مامان فاطمه و هانیه

مهرناز جوووووووون چه عجب عکس خودتو گذاشتی گلم[بغل][بغل] از چهره خوشکلت معلومه حسابی کزت پارتی داشتی و خسته شدی...خسته نباشی خانومی[قلب][قلب] مهرناز جونم یه سوال[زبان][زبان] کارمند کودوم اداره ای خانومی که اومدیم ایران گیر کردیم پارتی داشته باشیم[نیشخند][نیشخند] مهرناز جونممممممممم تقویمت خیلی خوشگل شده خوش به حال اونایی که کار با فتوشاپ رو حرفه ای بلدن من که خیلی دوس دارم ولی کاش این استعداد رو داشتم[نگران][نگران] دستت طلا مامان مهربون [ماچ]

آویسا

من لینکتون کردم به ما هم سر بزنید[ماچ][قلب]

مامان آروین

نقش پدر در دلهاست و دیگری جای او را نمی گیرد، آن كه دلها به عشق او زنده است، در دل عاشقان نمی میرد. روز پدر را با سبدی از گلهای یاس و نرگس تبریك می گوییم.[گل]

بهار

سلام مهرناز عزیز . دوست خوبم خیلی وقته از شما و قند عسلتون خبری نیست دلمون تنگ شده بانو .[قلب] انشالله که روزهای خوبی رو در کنار خانواده سپری کنید.[گل]