این روزای ما...

سلام.من مامانِ آرسام کوچولو هستم! مامان مهرناز!Hippie

تصمیم گرفتم این پست و شاید پستای بعدی رو دیگه از زبون خودم بنویسم تا بتونم یه کمم حرفای دل خودمو بزنم و خاطراتمو بنویسم 

چند وقته که انگار زندگیم افتاده رو دور تند!! همش بدو بدو....اصلا stop تو کارش نیست!!

دیگه نمیتونم درست و حسابی بیام نت.شرمنده ی همه ی دوستای گلمم هستمبازنده

البته گاهی اگه بشه، اونم با گوشیم میام و به وبلاگاتون سر میزنم و مطالب قشنگتون و یا نی نی های خوشگلتونو میبینم چون واقعا دلم واستون تنگ میشه و توی این مدت خیلی بهتون عادت کردم، میخونم ولی خاموشم چون نمیتونم با گوشیم کامنت بذارم، خیلی سخته!

اخیرأ سعی میکنم شیفتامو مخالف شیفتای شوشو بگیرم تا آرسام رو بیشتر خودمون نگهش داریم و مامانم اذیت نشه، واسه همین دیگه اصلا تایم آزاد زیادی واسم نمیمونه ، دقت داشته باشین، نمونه ش؛

صبح ساعت5 شوشو پامیشه میره سرکار،آرسام ساعت9 بیدار میشه و کارای منم شروع میشه!! زبانکده محصللباسا و پوشکشو عوض کنم، واسش صبونه درست کنم و 1 ساعتی پا به پاش برم و بازی بازی بدم بخوره،بعدش خودم 1 چیزی بزنم بر بدن که نیرو بگیرم و دِ برو که رفتیم؛ کارای خونه شروع میشه! گردگیری کنم و اثر انگشتای ناناس جیگملمو از روی تک تک میزا پاک کنم!! ریخت و پاشا و اسباب بازیهاشو تا حدودی جمع و جور کنم چون فایده که نداره! تا میبینه دارم جمع میکنم بدو بدو میاد و یهو همه رو دوباره پخش سالن میکنه!! Gun Toutingبعدش برم سراغ غذا و واسه شام خودمون یا واسه آرسام غذا درست کنم و در حینش واسه برطرف کردن غُر غُرای آقاپسمل و کنده شدنش از دامن لباسم هی هی برم باهاش بازی کنم و آب میوه و میان وعده شو بدم نوش جونش کنه! بعدش لباسای کثیفشو بشورم،1 دستی به سرو صورتِ زوار در رفته خودم بکشم!! و یهو میبینم که ساعت1 شده و باید برم سرکار!!!

بدو بدو آمادش میکنم و میبرم میذارمش خونه مامانم که شوشویی عصر که از سر کار میاد بره برش داره و شیفت بچه داریِ اون شروع بشه!

حالا ببینین من با این همه خستگی و کارای خونه که تاظهر انجامش دادم، چه جونی باید داشته باشم که تا ساعت7 سرکار باشم!! بعدشم که میام خونه که دیگه داغونِ داغون، ولو میشم روی مبلا و 1 ذره با جوجوم بازی میکنم(بیشتر از نوع کلامی!!) تا اونم خسته بشه و بخوابه،وقتی خوابید با شوشو 1کم میشینیم پای تیوی و اختلاط میکنیم و از همین 2-3 ساعت باهم بودن استفاده میکنیم و بعدشم لالا!!

حالا فرداش دوباره روز از نو.....من صبح زود میرم و شوشو ظهر میره تاااااااااشب.....Winner

البته گاهی هم اینطوری نیست و بیشتر باهم هستیم، ولی بیشتر مواقع اونجوریه که گفتم!!

واقعا میگن زندگی ماشینی همینه ها!!! من موندم قدیما واقعا چطوری 7-8-10 تا بچه میاوردن و عین خیالشونم نبوده!!تعجب ما توی یکیش موندیم بخدا!! وقت کم میاریم!! مسئولین لطفا رسیدگی کنن 1 کم وقتشو بیشتر کنن!!!! نیشخند

بعد تازه بچه های الان ماشالا خییییییلی هم باهوشن و هم شیطون!! اوه اوه اوه!! این آرسام وروجک که دیگه قربونش برم من و باباشو سر انگشتاش میچرخونه بلا !! Viking

حالا سعی دارم از این کم شدن اعتیادم به نت استفاده کنم و 1 وقتایی هم اگه بیکارم واسه بچم وقت بذارم و جبران مافات کنم. هم روی مسائل آموزشیش کارکنم و هم الان که هوا خوب شده بیشتر ببرمش بیرون از خونه و گردش. انشاءالله....!!مژه

شاید 1 دلیلم که کمتر میام نت و حوصلشو ندارم اینه که تا لب تابو بازش میکنم و میشینم پاش، آرسام به سرعت برق میاد و شروع میکنه به زدن دگمه ها و راه رفتن روی اعصاب من!! ابلهمنم دیگه ترجیح میدم بیخیالش بشم و درشو میبندم میرم دنبال کارام!!! Arabic Veil

حالا که دیگه شاخ غول شکستم و اومدم ، لااقل چندتا عکس از پسملی بذارم؛قلب

تیوی دیدن جیگرم توی حالتای مختلف!

اینجا داشت موهای باباشو شونه میکرد، به منم پیشنهاد میده!! زبان

این عروسکشو خیلی دوست داره،دختر عموش واسش آورده،هاپوهه میخونه و گیتار میزنه و میرقصه،آرسامم باهاش میرقصه!

الهی بمیرم،موهای بچم خیلی کم شده!! مثل دیوونه ها زدم اون موهای خوشگل فرشو ماشین کردم که شاید بیشتر بشه و حالتش بهتر بشه، بهتر که نشد هیچ، خیلی هم داره کم در میاد!! گریه

حالا چند وقته مدام روغن زیتون میزنم به موهاش تا تقویت بشه، یکی از آشناها هم روغن شتر مرغ که خودش از تخم شتر مرغ گرفته بهمون داده و خیلی تعریفشو میکنه! گفته اگه 2-3 بار بذارین به سرش موهاش خیلی پُر میشه!!! الله اعلم!! خیال باطل

الهی فدای اون موهای فشن خوش حالتش و اون فرهای پشت موهاش بشم آخه!!! ماچ

اینم 2تا عخش من؛ پدر ...و پسر...قلب ببخشین پشتشون به شماست!خنثی

جیگملم موقع غذا خوردن از فاصله ی نیم متریِ قاشقش، دهنشو وا میکنه انقدر که چشماش کِش میاد!!!!خنده

چند شب پیش رفتیم خونه یکی از دوستای خونوادگی که تازگی بچه دار شده بودن، آقا از اول تا آخر چشمش دنبال این نی نی مظلوم بود و تا ما بغلش میکردیم جیغ میزد و میخواست بزنتش طفلکی رو!! اوه

ولی اسباب بازیهاشو دوست داشت و کلی سرگرم شد باهاشون!! نیشخند

عخش من و کیانا جون؛قلبقلب

این اسباب بازیه (که البته خودش اصلا توی عکس نیست !!!نیشخند) خیلی بامزه بود و ما بزرگترا بیشتر ازش خوشمون اومده بود!! بغل

گفتم خودمو این بار حذف نکنم و 1 عکس یادگاری از دوران جوونیم توی وب پسرم داشته باشم!!! از خود راضی

راستی کارها و حرفای جدید آرسامم؛مژه

مامان و بابا و دَدَ رو که قشنگ میگه؛

دوبا: خاله و زن دایی!!!!! سوال

دا: دایی

عَم: عمو

توبا و یا دوبا: توپ

بَه: به انواع غذا و خوراکی اطلاق میشود!خوشمزه

کلمه ی نه رو هم اخیرأ خیلی استفاده میکنه!

راستی دندون نهم پسرم هم در اومده؛9 روز پیش هم 15 ماهش تموم شد عخشم؛قلبهورا

فکر کنم داره تازه زبونش وا میشه، چون از صبح که چشماشو باز میکنه همینجور با ما حرف میزنه به زبون خودش و با آب و تاب تعریف میکنه واسمون!! خنده

جدیدأ دوست داره خودش غذاشو بخوره و منم توی این زمینه تا جایی که بشه آزادش میذارم و 1 ظرف غذا با قاشقش میذارم جلوش و خودش سعی میکنه غذا بخوره! البته فعلا بیشتر غذا رو به لباس هاش میده و چیزی به دهنش نمیرسه قربونش برم!انشالا کم کم یاد میگیره ...هورا

ج ی ش که میکنه خودش هی دست میذاره به پوشکش و دیگه امون نمیده و میدوه میره توی دستشویی و شلنگ رو برمیداره که خودشو بشوره!!! از بس که تمیز و حساسه بچم!! چشمک حالا من نمیدونم کی باید دیگه روی دستشویی رفتنش قبل از ج ی ش کردنش کار کنم؟؟!!!! توی این زمینه به راهنمایی نیاز دارم خیلییییییییاز خود راضی

الان ساعت 2 نیمه شبه ، شوشو سرکاره، منم از خواب بودن آرسام استفاده کردم و این پُست رو گذاشتم؛دیگه چشمام داره آلبالو گیلاس میچینه!!!!Morning Coffee

دوستتون دارم، و اگه نمیتونم بیام پیشتون شرمندم I'm Sorry

 

/ 15 نظر / 72 بازدید
نمایش نظرات قبلی
مامان یلدا و سروش

قربون این پسر خوشتیپ بشم من. چه عکسهایی هم مامانی گرفته. [بوسه][بوسه][بوسه]

khale bahar o amoo arash

[چشمک]salam jal.khaste nabashy khahar joon vaghean kare ma ke sakhte taze in jigaram ke koly kar dare vaghean khaste nabashy/ hala khube dadam komaket mikone fadat.booooooooooooooooooooooooooooooooooooooooooooos[ماچ]

مامان روژینا

سلام دوستم نیومدی ولی وقتی هم اومدی با کلی مطلب اومدی هزار ماشاا... دامادمم برای خودش مردی شده هااااااا دلم براش یه ذره شده بود ببوسش و در ضمن روز مادرم به شما مادر خوشگل تبریک می گم [ماچ]آسودگی از محن ندارد مادر. آسایش جان و تن ندارد مادر .دارد غم و اندوه جگر گوشه خویش ورنه غم خویشتن ندارد مادر

نگار مامان باربد

بلبلان آواز در گل یافتند شاعران در زن تکامل یافتند زن محبت را تلافی می کند خستگی را ترمه بافی میکند زن درخشان میکند الماس را زن تجلی میدهد احساس را روزت مبارک

نگار مامان باربد

خسته نباشید از این همه فعالیت و کار. [لبخند]. آرسام هم قربونش برم روز به روز شیرین تر [ماچ][بغل][قلب]

مامان بابای الیسا

طلایی ترین روزها ارزانی نگاه مهربانت وهزارگل مریم پیشکش قلب باصفایت روزت مبارک دوست عزیزم

نیرا

خیلی بانمکه خدا حفظش کنه

مامان پاتمه

من قبلا کامنت گذاشته بودم ثبت نشده [ناراحت] دلم برات تنگ شده آرسام جونم [بغل][ماچ]